گردشگری در شهرستان خواف

در اين قسمت ضمن معرفي آثار تاريخي مهم منطقه  نقش توريستي آن به بررسي و شناخت كلي نقاط تفريحي و ديدني شهرستان خواهيم پرداخت :
1-
يكي از آثار عمده تاريخي و ديدني شهرستان خواف قصر بلقيس (كوشك سلامي )مي با شد كه در دهستان سلامي در 25 كيلومتريشمال شهرستان خواف و90كيلومتري شهرتربت حيدريه واقع شده است .اين اثر يكي از آثار و بناهاي باستاني است كه حكايت از اهميت و اقتدار سياسي ،اجتماعي ديار خواف در گذشته داشته كه امروزه ما را به سوي تاريخ كهن منطقه فرا خوانده و ياد روزگاران گذشته را در دل هر جوينده اي زنده و پويا مينمايد
در باره تاريخ دقيق ساخت اين بنا اطلاع مستندي در دست نيست ليكن تا آنجا كه مشخص است حدود 800 سال پيش ملك زوزن آنرا در سال 607 ه-ش تعمير كرده است كه اگرفرض كنيم قبل از تعمير حداقل 100 سال براين بنا گذشته باشد . بتابر اين مي توان ساخت آنرا به ابنيه قرن ششم نسبت داد .
اين بناي عظيم در طول عمرش فراز و نشيبهاي متعددي را بخود ديده و آخرين سندي كه از رونق آن خبر مي دهد حمله ازبكان به خواف و مقاومت گنج علي خان حاكم سلامي در اين قلعه به سال 998 ه- ق است ( مراحعه شود به وقايع تاريخي ) و پس ارآن هيچ اطلاعي در اين باره وجود ندارد . جز تلي خاك كه كشاورزان از خاكشوره آن جهت تقويت مزارع استفاده مي كردند تا سرانجام در سال 1326 ه.ق مرحوم محمد قريشي مالك ده سلامي پس از تفحص در سوراخهاي غار مانندي كه در دل تپه خاك ايجاد شده بود كمدر همت به حفاري آن گرفته و بعد از 4 سال تلاش تمام آخر الامر در سال 1330 شكل و هويت ظاهري كوشك سلامي را به شكل كنوني درآورد و بازسازي مي نمايد . اين بنا دو طبقه مي باشد كه يك طبقه كم وسعت كوچك نيز كه محل خان نشين بوده و بر روي طبقه قرار دارد . كه اين طبقه از بين رفته بود و توسط مرحوم قريشي از نو ساخته شده است.
ساختمان بنا در ابعاد 35×30 متر و ارتفاع حدود 12 متر از سطح زمين ساخته شده است ديواره هاي قطور و حجيم اين بنا 8/3 تا 4 متر پهنا داشته و از درون آن پله هايي جهت رسيدن به طبقات بالاتر به گونه اي طراحي شده كه براحتي مي توان سواره بر اسب پشت بام رفت .
2-
بند سلامي
ازديگر بنا هاي قديمي خواف و بخصوص دهستان سلامي بند قديمي و تاريخي آن بوده كه از سنگ و ساروج در دهانه اي به عرض بيش از 20 متر پرشده است به استناد اصطخري و حمدا
مستوفي ملك محمود سيستاني در زمان حكومت خود آنرا بازسازي نموده است و در زمان خواجه نظام الملك خوافي در قرن نهم بازسازي شده كه در بخش منابع شهرستان در اين رابطه توضيحات كاملي داده شده است .
بند سلامي در شش كيلومتري شمال شرقي سلامي و 31 كيلومتري شهر خواف از بناهاي عظيم و باشكوه گذشته اين ديار بوده كه در سال 1316 ه-ش توسط مرحوم قريشي براي بار سوم تعمير و بازسازي گرديده و از آن به بعد با درختكاري پايين دست سد و ايجاد فضاي سبز و تفريحي ، يكي از مراكز عمده تفريحي به حساب مي آيد و در فصل بهار و تابستان ، روزانه پذيراي چندين خانواده هز سراسر شهرستان و ساير نقاط كشور مي باشد اين محل با توجه به موقعيت گرم و خشك اقليمي منطقه و دسترسي مناسب يكي از مراكز بااستعداد و بالقوه و فعال شهرستان بوده كه زمينه هاي زيادي از نظر توسعه صنعت توريست ، پرورش ماهي ، تأمين آب، تعدادي از روستاها را داشته و بنابراين لازم است در تمامي ابعاد سرمايه گذاري مناسب گرديده تا استفاده بهينه ازآن به عمل آيد .

محلات شهر و نحوه توزيع خدمات محله اي :
شهر خواف از 16 محله قديمي و جديد شكل گرفته است . تعدادي از اين محلات كه هسته مركزي شهر را تشكيل مي دهند سابقه و قدمت بيشتري دارند و تعدادي از آنها در 30 سال اخير بوجود آمده اند عمده ترين محلات شهر به شرح زير گزارش مي شود .
1
- محله مزار شيخ شهاب الدين معروف به باباي عبدال :كه داراي آرامگاه حافظ ابرو مو رخ و جغرافي دان معروف كه از شهرت جهاني بر خوردار ميباشد .مسجد باستاني ،حوضا انبار (كه متاًسفانه بر اثر سهل انگاري تخريب شده است )و بقا ياي قبرسان متروكه .
2- محله مير بسطام:كه مسجد و بقعه مزار معروف بي بي حور و بي بي نور ودرختان تنومند پسته وبنه و بقاياي گورستان شهداي صدر اسلام در آن قرار دارد .
3
- محله لليو (لالايان ):كه وجه تسميه آن معلوم نيست وبه دوران قبل از اسلام بر مي گردد . و داراي كوچه ها پيچ در پيچ و سابات و منازل قديمي وچند حوض انبار مي باشد كه در گذشته از محلات فقير نشين شهر بوده و خدمتكاران وبندگان در آن سكونت داشته اند .
4-
محله مين ده (ميان ده ) كه داراي بافت تاريخي بوده و منازل قديمي(منزل كلانتر )و حوض انبار دوره تيموري ميباشد (در اين محله اولين مسجد جامع خواف كه بد ستور عارف بزرگ شيخ زين الدين خوافي ساخته شده بو ده كه تا دو سال قبل سالم وپا بر جا بود كه متاًسفانه بر اثر ندانم كاري از بين رفت و هم اكنون مسجدي جديد با آجر و آهن در آن ساخته اند .
5-
محله سرده (پا چنار ) :كه زماني مركز شهر خواف بوده و از قديميترين محلات خواف است كه داراي حوض انباركوثر و جوي سلسبيل ، مسجد دوره تيموري ،سقاوه قديمي (پا ياب ) منزل مولانا شمس الدين مطهري ، منازل قديمي ديگر ومدرسه علميه قديمي كه تخريب شده است ، يك حوض انبار ديگر كه اخيراً تخريب شده است ،درختان قطور چنار ،قدمت اين محله بيش از هزار سال ميباشد .
6-
محله قلعه سرا :اين محله در گودالي كه محل جمع آوري فا ضلآب بوده است بوجود آمده است كه هم اكنون قسمت اعظم آن باغ است و مردم در آن خانه ساخته اند ،
7-
محله خندق :كه در مجاورت محله قلعه سرا و و ميان ده واقع است . گنجعليخان كه قبلاًحاكم خواف بوده اولين حمام را در محله خندق كه با مسجد شيخ زين الدين چند متري بيش فاصله ندارد بنا نمود وهم اكنون تخريب وبقاياي آن در زير خاك مدفون است .
8- محله پايين ده كه در خيابان خواجه يار واقع است ومزار پير خانه با درختان كهنسال عناب و داراي بافتي قديمي و مسجد وحوض انبار ميباشد .
9-
محله صوفيان :از محلات قديمي شهر ومحل سكونت عده اي از صوفيان از جمله شيخ صوفي شاعر وعارف بزرگ خوافي كه به سبك شاعر بزرگ شيراز (حافظ )غزل مي سروده در اين محل سكني داشته است .در اين محله حوض انبار و منازل قديمي و در واقع بازار روز شهر خواف در قديم بوده است .
10-
محله سله بشي (سالار باشي ). كه محله دهقانان بو ده است وشامل تاًسيسات حوض انبار بزرگ و مسجد كو چك وداراي كوچه ها و ساباتها ي قديمي ميباشد كه اخيراًدر طرح نگهداري بافت تاريخي قديم قرار گرفته است .
11-
محله قلعه بلند (ارگ):اين محله به دليل دارالحكومه بودن آن در گذشته محله آبادي بوده است ،چنانچه رضا خان مدرس را براي مدت ده سال به اين محل تبعيد كرد و سر انجام به دليل حمايت مردم از مدرس و تظا هرات عليه رضا شاه نتوانست مدرس را به شهادت برساند و او را به كا شمر منتقل و به شهادت رساندند ، از ارگ قديم فقط يك ديوار بلند و قطور ويك برج دو طبقه بيشتر باقي نمانده است .
12-
محله سر تلو:اين محله از قديمي ترين محلات ومركز بيشتر مبادلات از جمله (مبادله كرك،دام و خريد و فروش آن بوده است ،بيشتر آسيابهاي بادي در اين محله ميباشد اين محله نيز داراي كوره آجرپزي بوده است .

محله زرع آباد (پشته ریزه) : از مناطق جنوب شرقی خواف ومحل بیشتر باغات بوده وازطرفی به تازگی فلکه ای بنام زرع آباد دردست احداث است که با وجود تخریب زیادی ازباغات هنوز جاده اش ساخته نشده است.
۱۴- محله سعد آباد : در جنوب شرقي شهر واقع شده است.
۱۵- محله سالار ملگا :از محله پشت آسياهان بادي سرتلو بوده و ببيشتر آن اراضي كشاورزي است. 
درختان كهنسال :
در شهر خواف بخصوص در اراضي گورستانهاي متروكه كه در طول زمان مورد كاربريهاي ديگري قرار گرفته است چند درحت كهنسال كه بعنوان سند تاريخي اين شهر همچنان محكم و استوار باقي و برخي عليرغم مردگي همچنان پابرجا ايستاده از نظر قدمت به روايت خبرگان محلي بعضي از اين درختان سابقه 500 ساله و بعضاً 1000 ساله دارند از جمله آنها درخت چنار مسجد پا چنار در محله سرده مقابل مسجد بلال و قدمگاه را مي توان نام برد تعدادي از درختان در نتيجه كاربري اراضي از آب افتاده و خشك شده اند يا ريشه هاي آنها در لايه هاي اهكي قرار گرفته اند كه بناچار مرده اند. اسامي و محل درختان كهنسال شهر عبارتند از :
1-
سه كاج كهنسال منزل آقاي حاج عبدالعزيز توكلي. اين درختان 150 ساله به نظر ميرسند.
2-
درخت كاج واقع در پشت ساختمان هلال احمر كه خشك شده و از بين رفته است. اين درخت قدمت 700 ساله است كه هم اكنون اثري از آن پابرجا نيست.
مزار و مسجد كبودان :
در چهار كيلومتري شمال شهر خواف و در سمت راست جاده ، آنجا كه جنگلهاي طاق فضاي جنگل گونه اي به كوير داده است مزاري ومسجدي و حوض انباري در كنار هم قرار دارند كه به مزار كبودان مشهور است . در اين محل كه در حال حاضر جز اين سه اثر ديواري بر پا نيست در سابق قصبه آبادي وجود داشته است كه حافظ ابرو ان را به همين نام كبودان از قراء مشهور ولايت خواف به شمرده است. مزار ظاهراً متعلق به سلطان محمود كبوداني از عرفاي ولايت خواف است . بنا يكپارچه برآورده از آجر است. گنبدي بلند بر روي قبر بنا شده وچهار صفه با ضربه آجري فضاي زير گنبد را شكل داده است. صورت قبر به اندازه 5/1 متر ارتفاع گرفته و پهناي آن نيز 5/1 متر و طول قبر نزديك به 6 متر ا ست . ايوان ورودي مقبره به ارتفاع 10 متر و عرض جبهه ورودي نير به همين اندزه است. بعالوه بيوتات متعددي در پيرامون مقبره وجود دارد كه حاكي از آن است كه در زمانهاي پيش زايران و مسافران مي توانسته اند در همين حجره ها اقامت كنند. در جبهه شرقي مقبره و چسبيده به بناي مقبره آثار ساختمان فروريخته اي هنوز وجود دارد كه نشان مي دهد اين جا مسجدي بوده است بسيار زيبا كه با راهروي باريك و ته پوش به داخل مقبره راه داشته است. نگارهاي فوق العاده زيبايي از گچ و نوعي رنگ اخرايي قرمز تمامي محراب و طاق نماهاي اطراف مسجد را زينت داده است .دو گلواره بسيار ظريف و رنگي به گونه گل 8 پر در بدنه ضلع شمالي مسجد ديده مي شود كه نام علي و محمد به صورت تزئيني در مركز دايره اين گلبرگها نوشته شده است . اين گلها هنوز به رنگ و جلوه گلهاي تازه دميده نظر را جلب مي كنند گويي گنجي در ويرانه مسجدو گلي در ناباوري كوير ، مسجد سقف ندارد اما چهار زاويه اش سالم و گچ كاريهاي آن پابرجاست. علت اينكه مقبره هنوز بر سرپا مي باشد و مسجد از هم پاشيده است اين است كه ديوارهاي اصلي مسجد از گل ساخته شده و فقط حواشي ونماها قائم به ستونهايي ازآجر است. در كنار مقبره و مسجد و با فاصله كمي در جنوب مقبره ساختمان آن انباري قديمي به چشم مي خورد كه تبعيت آن از نوع معماري سرطاقها گواه وحدت معمارو همزماني ساختمان آن با بقيه ساختمانهاي اين مجتمع است ساختمان مسجد ومزار سلطان محمود كبوداني به اعتبار زيبايي و ظرافت و ويژگيهايي كه در معماري آن مخلوط بوده است و حداقل به اعتبار اين كه اين دو ساختمان يادگار دياري بر باد رفته است بايد بيشتر از اينها مراقبت مي شد و حالا كه نشده است به گمانم اين چند سطر به نوبه خود تنها چيزي باشد كه از آن همه، به يادگار خواهد ماند و نكته اي كه لازم به ذكر است اينكه در حال حاضر اداره ميراث فرهنگي كار مرمت و بازسازي مزار و مسجد را شروع كرده است و قسمتهايي از آن بازسازس شده است.
مدرسه غياثيه :
مدرسه غياثيه در حاشيه جنوبي روستاي خرگرد و در كنار جاده قرار دارد. زيبايي و استحكام بنا به گونه اي ا ست كه قرنهاي متمادي مركز پرجنب و جوش تعليم و تعلم بوده و باني مدرسه غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ خان تيموري است اين مرد در طولي 40 سالي كه شاهرخ خان از سرحه ختا تانوامي روم به استقلال سلطنت داشت به طور كلي صاحب اختيار بود. معماران مدرسه غياثيه شيرازي هستند. غياث الدين شيرازي و قوام الدين شيرازي هنرمندان چيره دستي بودند كه آثار زيبايي ديگري هم به گنجينه هنر معماري به ايران پيشكش كرده است و از آن جمله مساجد معروف به گوهر شاد در هرات و مشهد ساختمان مدرسه چهار ضلعي و داراي ايوان بزرگ با ارتفاع 11 متري مي باشد مدرسه به صورت دو طبقه ساخته شده و در هر طبقه 16 حجره براي زندگي طلاب بنا شده است اهميت هنري مدرسه به حدي است كه محققان معروف غربي چون ساكليس
هرتسلفد-گراباي و برنارداوكين در مورد آن به تحقيق پرداخته و از كتيبه هاي آن نسخه برداري كرده اند. نماي داخلي ايوانها مقرنسهاي گچي و با كاشيهاي معرق و مقرنس گچي تزيين يافته است. دو اطاق زاويه شمال شرقي و شمال غربي بزرگتر از ساير حجره ها و با سقفهاي شبكه بندي سده بسيار زيبا به احتمال زياد بعنوان مسجدمدرسه و مجالس وعظ و بحث استفاده مي شده است. دو برج تزئيني در ضلع شمال احداث شده است كه تزئينات سنگ مرمر وكاشي آن از بين رفته است. مدرسه غياثيه را شايد بتوان نماينده كامل معماري دوره تيموري به شمار آورد كه شايد به همين علت باشد كه هر ساله از شهرهاي مختلف جهان براي ديدن چنين نماي معماري كهن به اين ديار مي آيند و تاريخ ديرين علم وهنر خواف را بررسي مي نمايند.
خواجه يار:
چنانكه در بين مردم خواف معروف است درصدر اسلام يعني در سال 18 هجري كه احنف اين قياس مامور فتح هرات شد در مسير راه لشكر اسلام منطقه خواف بدون جنگ و پيكار تسليم شده و بيعت خويش را به اسلام اعلام مي دارند و سپس راهي هرات مي شوند و در هرات پيكار سختي بوجود آمده و با عده اي مجروح در مراجعت به خواف مي آيند ولي اين بار مجوسان اين منطقه عهدشكني كرده و سر از اطاعت اسلام بر تافته و با مسلمين به جنگ و پيكار مي پردازند كه در نتيجه عده اي از سپاه اسلام شهيدو مجروح بجا گذاشته كه از آن جمله خواجه يار و پير حسبه و عده اي كه قبور آنان در بين راه خرگرد و خواف (رود) وجود دارد و بنام شهداء گمنام معروفندمي باشد.
چون اين جنگ بين زردشتيان مقيم خرگرد و لشكر اسلام پيش آمده و محل رزدشتيان كه روي تپه مرتفع وجود داشته از آن تاريخ اين تپه (محل دژ سابق ) به نام كافر قلعه موسوم گرديده است.
درباره خواجه يار مي گويند كه چون مزار آن مورد احترام و زيارت مردم خواف بوده در قرن 13 هجري قمري به هنگام سلطنت ناصرالدين شاه قاجار حاكم خواف بنام سيدمحسن خان كلالي خوافي به او شك و بي اعتقادي مي كند و مردم به اعتراض نموده كه چرا به زيارت او مي روند لذا پس از مذاكرات با معتقدين او براي اثبات موضوع قبر اورا مي شكافند و ميگويند : “ پس از شكافتن مشاهده مي شود كه جواني سبزپوش و دستمالي سبزرنگ به پيشاني بسته در قبر آرام دارد (والله اعلم )
بلافاصله به حاكم اطلاع مي دهند و حاكم خود نيز مشاهده مي كند دستورمي دهد براي تيمن و تبرك دستمال را باز كنند ولي به محض باز كردن دستمال خون از پيشاني وي فوران مي كند و دستمال ديگري مي بندند باز هم خون جريان داشته است تا اينكه همان دستمال سبز خودش را مي بندند و خون مي ايبستد. آنگاه سر قبر را بسته و به دستور محسن خان كلالي ساختماني بر آرامگاه او مي سازند و هم اكنون آن ساختمان آجري ومستحكم در دامنه كوه خواجه يار 500 متري مغرب شهر رود خواف وجود دارد.
مزار خواجه يار :
مزار خواجه يار در جنوب غربي به فاصله يك كيلومتري از سهر خواف بر دامنه كوه خواجه يار واقع شده و مجموعه اي از دو آب انبار و يك مقبره مي باشد به اين مجموعه آثار “ مزار خواجه يار “ مي گويند.
مشخصات مزار :
الف : مزار خواجه يار در بلندترين نقطه دامنه كوه كه مجموعه آثار خواجه يار در آن واقع شده قرار دارد و عبارتست از يك بناي كوشك ماننددو طبقه كه اخيراً ساخته شده و 10/14 متر طول و 70/6 متر عرض دارد ، اين بنا مشرف به محوطه اي محصور در ديوار خشكه چين سنگي است و سكوئي بلند به طول 8 و عرض 1 متر بروري پايه هاي آجري در ميان محوطه واقع شده كه در واقع محوطه خواجه يار مي باشد ، بر اطراف مقبره خواجه يار از زمانهاي دور اشخاصي را دفن كرده اند كه اينك تبديل به قبرستان شده.
ب: آب انبارهاي خواجه يار ، در اين محل دو آب انبار به فاصله كمي از يكديگر و در فاصله حدود 100 متري مزار خواجه يار قرار دا رد. يكي از آب انبارها كه مخزن آن داراي پلان دايره و هشت متر قطر داشته است اينك ويران شده و بقاياي ديوار آن بر جاي مانده است ، ديوار آب انبار ها تماماً از سنگ لاشه با ملاط گل آهك و بر روي آن با چهار لايه ساروج اندود گرديده است سقف آن گنبدي و آجري بوده است. ابعاد اجراهائي كه سقف آب انبار با آن پوشش شده اند 5/0 ×24 ×24 سانتيمتر مي باشد. آب انبار ديگري با پلان مستطيل و مجاور آب انبار مخروبه مدور ايجاد گرديده است كه 40/13 متر طول و 10/7 متر عرض دارد ، در جلوي آن ايواني به اطاق جناقي و دو در گاهي در طرفين احداث گرديده و از انتهاي ايوان راهي با 6 پله عريض يه سطح آب مي رسد چنين به نظر مي رسد كه مخزن و ايوان آب انبار دردو زمان ساخته شده باشد و مخزن بر ايوان تقدم دارد.
قدمت :
درمزار خواجه يار شواهدي از گذشته مشاهده نمي شود اما وسعت قبرستان و قطعات سنگ قبرهائي كه بعضاُ متعلق به زمان صفوي مي باشند نشان دهنده اين واقعيت است كه از ديرباز اين محل مورد عنايت و توجه مردم بوده است . آب انبارهاي خواجه يار نيز كه قديمي هستند از نظر سبك معماري قابل مقايسه با آثار معماري متعلق به زمان تيموريان و صفويه مي باشند. برجستگيها و بقاياي ديوارهائي در محل نيز حكايت از وجود تاسيساتي ديگر در گذشته داشته اند. واز سال 1380 توسط دفتر فني استانداري خراسان و شهرداري خواف مقدمات مطالعه طرح جنگلي خواجه يار انجام گرفته كه در سال 1381 توسط شهرداري خواف اين مكان آبرساني گرديده و تا حدودي امكانات رفاهي ديگر مستقر گرديده كه زمينه را جهت گذراندن اوفات فراغت شهروندان محترم خوافي در فصول مختلف سال فراهم مي آورد و اميد ميرود كه اين مكان سياحتي و زيارتي در آبنده نه چندان دور يكي از مراكز سياحتي و زيارتي استان خراسان تبديل شد كه پذيراي گردشگران خراسان پهناوري و ايران سرسبز باشند.
 حافظ ابرو مورخ شهير هروي (خوافي ) و آثار او
بنده كمترين دولتخواه كاتب العبد عبد لطف اله
آنكه شهرت به حافظ ابرو يافته پيش مير شاه و سپاه
افصح الفصحا مورخ بزرگ شهاب الدين عبدالله بن لطف الله المشتهر به حافظ ابرو الهروي ، مردي مورخ پيشه كه در هرات بزاد و مقداري از حيات تيمور و اوقات بيشتري را در همراهي شاهرخ گذارنده است ، اين مرد از تاريخ نگاران پركار عهد خود است كه در صفحات بعد آثار او معرفي مي شود نام اين مورخ هروي عبدالله بن لطف الله بن عبدالرشيد ، از پدر او اطلاعي نداريم كه در روزگار خود چه كارستاني كرده است و نه نقش پائي از آن در تاريخ نمودار است. كنيت او به گفته فصيح خوافي ، شهاب الدين است و به نظر خواند ميرنورالدين آمده غالباً از قرائن نمودار است كه شهاب اصح باشد زيرا فصيحي خوافي معاصر حافظ ابرو بوده و هر دو در دربار تيموري راهي دانشته اند. اسم او را مولف حبيب السير لطف الله مي گويد در حاليكه نام پدر را بر پسر آورده است .در پيرامون لقب حافظ ابرو سطور چندي را نثار ابروي پيوسته اش كرده است.
كزين نامور نام گردد تمام زمن روي گيتي شود پركلام
از اين پس دگر دل ندارم به رنج اگر بگذرم زين سراي سپنج
آثار حافظ ابرو :
1-زبده التواريخ بايسنقري
2-ذيل جامعه التواريخ رشيدي
3-ذيل كتاب ظفرنا نظام الدين
4-تاريخ آل مظفر
5-تاريخ ملوك كرت
6-پادشاهي ظغا تيمور بن سوداي
7-سربداريه و حقيقت كار ايشان
8-تاريخ شاهرخ ميرزا
9-جغرافياي حافظ ابرو مختلط با تاريخ
وجه تسميه حافظ ابرو :
وجه تسميه حافظ ابرو به سه طريق مشهور است :
1-سيد علي اكبر برقعي در كتاب راهنماي دانشوران ج 1 ص 197 چنين نوشته است :
«كه چون او را حافظ ابرو نوشته اند به نظر چنين مي رسد كه آن سخني از دو روي درست نيست»
يكي اينكه وي به هيچيك از دو معني اصطلاحي مقرئان و محدثان حافظ نبود و ديگر اينكهحافظ ابرو معني ندارد. بلكه چنين به نظر درست رسد كه حافظ ابرو (نگهدارنده ابرو) بوده است و گويا از آن روي كه در تاريخ نويسي آبروي اشخاص را نگهداشته و پرده دري نكرده است و او را حافظ ابرو لقب داده اند و يا آنكه در دربار تيموري با چنان خوي زيسته و آبروي اشخاص را حفظ كرده است واو را چنان گفتند.
2-در اغلب كتب تواريخ آمده است كه چون داراي ابروان پيوسته و زيبا بوده است او را حافظ ابرو گفته اند.
3-در بين همشهريان خوافي وي چنين مشهور است كه چون مولانا شهاب الدين عبدالله در زمان طفوليت و نوجواني كه در شهر روي خواف زندگي مي كرده است براي حفظ قرآن در محلي كه به سر «آب روي» معروف است و گوشه خلوتي نيز بوده است مي رفته و به حفظ قرآن مشغول بوده است و از اين جهت او را حافظ ابرو خوانده اند و هنوز هم اين محل وجود دارد و بنام سرآب روي معروف است و (روي) همان رود شهر فعلي خواف مي باشد.
مزار خواف :
مدفن خواجه شهاب الدين عبدالله معروف به حافظ ابرو آقاي عبدالله مشهوري كه شخصي فاضل و با اطلاع و آگاه به امور تاريخي ، اجتماعي و سياسي خواف مي باشد ومدت 24 سال شهردار خواف بوده است در مورد پيدايش مزار خواف چنين مي گو يد :
خواجه نظام الدين مير احمد خوافي برادر خواجه غياث ا لدين پير احمد خوافي وزير لايق و دانشمند و با تدبيرشاهرخ ميرزا ماً مور سر كوبي و حمله به هندوستان مي گردد ودر پيكار عظيمي كه بين لشكر وي و لشكريان هند بوجود مي آيد ،پس از رشادت و دلاوريهاي بي نظيري كه بروز مي دهد به قتل مي رسدو مرگ اين سردار جوان و رشيد موجب حزن و اندوه دربار تيموري و با لاخص مردم خطه خواف مي گردد و مقبره اورا زيارتگاه قرار مي دهند و خواجه پير احمد براي اينكه اين محل از قداست بيشتري برخوردار باشد دستور مي دهد كه جنازه مرشد و مراد او و مردم خواف را بوده است از زنجان به خواف حمل نمايند
گردشگري ازنيمه دوم قرن حاضربه عنوان يك صنعت مستقل مطرح گرديد توانست جايگاهي مهم را در ميانگين رشد اقتصادي جهان به خود اختصاص دهد بطوريكه رقم كل گردشگران جهان در سال 1950 ميلادي از 25ميليون نفر به 550 ميليون نفردر سال 1999 ميلادي افزايش يافت صنعت گردشگري يكي ازمنابع اصلي درآمد ملي وارز خارجي براي بسياري از كشورهاي جهان است بطوريكه ميتوان گفت اين صنعت باديگر صنايع صادراتي برابري ميكند ونقش مهمي درتراز هزينه ها بازي مي نمايد .درآمد توريسم درجهان درسال 1999 ميلادي بالغ بر 423 ميليارد دلار بوده واين درآمد چيزي بيشتر از درآمد هريك از توليدات ،صنايع نفت ،گاز ،اتومبيل وديگر صنايع توليدي ميباشد .روزانه 15 ميايون نفر جهانگرد از نقاط ديدني جهان بازديد و حدود 900 ميليون دلار براي امور مسكن ،غذا و بازديد از مراكز مختلف هزينه ميكنند صنعت گردشگري نقش اصلي را در ايجاد فرصتهاي شغلي دارا ميباشد بطوري كه ورود جهانگردان به هر كشوري ،حداقل ده فرصت شغلي گوناگون مهيا مينمايد كه در حال حاضر حدود 100 ميليون نفر در اين بخش اشتغال دارند وحدود 7 درصد نيروي كار در جهان صرف گردش چرخه اين صنعت ميشود .انظار ميرود تا سال 2010 ميلادي بيش از 328 ميليون نفر فرصت شغلي در كل جهان ايجاد شود كه سهم كل خا ور ميانه 5 ميليون نفر خواهد بود .كه در اين ميان كشوري مانند ايران مانند ايران كه از آثار تاريخي زيادي بر خوردار است و شهرت جهاني دارد .جاده ابريشم كه از قديميترين پلهاي ارتباطي دنياي قديم بوده از ايران مي گذشته است .شاد روان عبدالحسين زرين كوب درباره اهميت جاده ابريشم براي ايران اشكاني چنين مينويسد (دركشور پارت رونق تجارت ،ركود كشاورزي را كه غالباً به علل سوانح طبيعي وياشركت نيروهاي مولد در جنگهاي پايان ناپذير پديد مي آورد )جاده ابريشم تنها نمادي است از مراودات اقتصادي وبازرگاني بين ايران و چين وروم نبوده است ،بلكه بستري براي تبادلات مذهبي ، فرهنگي وهنري نيز به شمار مي رفته است كه اين جاده از خواف مي گذشته است كه اين دليل گويا و واضحي است بر سابقه اين جاده در تبادلات تجاري وفرهنگي دنياي قديم .بنا به روايت شفاهي آقاي مهندس رجبعلي لباف خانيكي نام خواف به معناي ناله شتر است چرا كه خواف بر سر راه ابريشم بوده وبخاطر گرماي زياد اشتران طاقت از كف بداده وناله سر ميداده اند خواف بدليل جاذبه هاي خاص خود از قديم ايام مورد توجه بوده است خصوصاًزماني كه رونقي در كار خود داشته است وازنظر قدمت وابنيه تاريخي وگروه هاي مختلف دانشمندان از جمله فقها ،رياضي دانان ،عرفا ،مورخين ،اطباءوغيره مورد توجه خاص وعام بوده كه در جاي خود به ويژگي هر كدام خواهيم پرداخت وخواهيم گفت كه خواف شهري كوچك وفراموش شده در جنوب خراسان نيست بلكه نگيني است دردل كوير كه در اين انگشتر كوير ابنيه هاي بجاي مانده از روزگاران علم ودانش.

 ابنيه هاي عظيمي چون مسجد و مجموعه بزرگ زوزن ،مدرسه چهار ايواني بزرگ غياثيه در خرگرد ،مسجد جامع دوره خوارزمشاهي در شهر سنگان ،مسجد نمونه گنبد در سنگان ،كوشك بلقيس در سلامه ،رديف شانزده عددي آس باد هاي نشتيفان ،بند سلامي ودرياچه و جنگلهايش ،مزار سلطان محمود كبوداني در شهر خواف وخلاصه هيچ روستايي در خواف نيست كه اثري تاريخي از نياكان ما در آن وجود نداشته باشد كه متاسفانه كمترين توجه به آن شده است ودر صورت توجه ميتواند قطب گردشگري شود وزمينه جذب گردشگران زيادي را فراهم نمايد كه خواه نا خواه تعداد زيادي را جذب بازار كار خواهد نمود و اقتصاد اين منطقه را شكوفا خواهد نمود .
يارب بدور دار بلا وقحط ونياز
از خطه خرآسان خاصه زخاك خواف

از نظر طبيعي حوزه خواف شامل زمينهاي پست وهمواري است كه از آبرفت رودها و كالها ي پراكنده حوضه شرقي نمكزار واقع در مرز ايران و افغانستان به وجود آمده است واز نظر ارتفاع بلند ترين نقطه در كوه تورانه واقع شده است واز سطح دريا 2638متر ارتفاع دارد و پايين ترين نقطه در حواشي بخش سنگان واقع واز سطح دريا 850متر بلند تر است آبو هواي منطقه گرم وخشك است ودر مسير بادهاي صد و بيست روزه قرار دارد حد اكثر و حد مطلق حرارت هوا به ترتيب 42و11 درجه سانتي گراد گزارش شده است متوسط درجه حرارت هوا 18 درجه سانتيگراد است ومتوسط بارندگي در اين شهرستان رقم 186 ميلي متررا نشان ميدهد .قديميترين سازنده هاي زمين شناسي اين حوضه از سنگهاي متا مورفيك ميباشد كه مربوط به پركامبرين است .خواف در شكل فعلي آن صورت عربي شده خواف است . واژه اصيل وباستاني محل بايد به همين شكل خاف نوشته شود اما چون در فرهنگهاي جغرافيايي وكتابهاي تاريخي ودر عرف اداري خواف را با واو و مثل طواف مينويسند مانيز چنين مي كنيم به هر صورت سرزميني كه هم اكنون خواف خوانده ميشود وگوشه فراموش شده اي است در بيا بانهاي خراسان در دوران پيش از اسلام وحمله اعراب يكي بعد از ديگري را تسخير ميكردند .ستيزبا اعراب اعراب را بر نتافتند وكاشانه خود را به هواي دياري امن تري ترك كردند وپس از سالها آوارگي سرانجام از سواحل هند به سرزمين گجرات رسيدند ودر آنجا شهري را بنياد نمودند كه به يادگار سنگان خواف آن را سنجان ناميدند .خواف قديم از نظر فرهنگي داراي دانشمنداني همچون فصيح خوافي
نظام الملك خوافي شيخ زين الدين خوافي قاضي شمس الدين زوزني وحافظ ابرو است كه حافظ ابرو از بزرگترين جغرافي دانان ايران است كه در قرن نهم زندگي ميكرده . اگر چه خواف در زمانهاي بسيار دور داراي رونقي بوده است ولي بعد از آن تبديل به بي رونق ترين مناطق ايران ميشود تا جايي كه رضا خان شهيد مدرس را به عنوان تبعيد به خواف مي فرستد ولي در حال حاظر به بركت وجود انقلاب اسلامي منطقه اي كه تا همين چند سال پيش عنوان تبعيد گاه را داشت اينك در پرتو آبهاي فراوان وسرماي گذاريهاي دولت به شهري تبديل شده است كه مي تواند زندگي دلنشيني را براي ساكنانش تدارك ببيند شهر خواف هنوز بافتي قديمي دارد وجز خياباني بلند و شمالي جنوبي كه چندين گذر كم عرض و كوتاه از شرق و غرب بر آن عمود شده اند ومظاهري از نو گرايي شهري را به نمايش مي گذارند بقيه محلات و كوچه هاي خواف از خشت وگل به هم رسيده اند و جلايي ندارند و اين در حالي است كه بيشترين ساختمان هايي كه فرم جديد دارند متعلق به ادارات دولتي است و در حال حاضر شهرستان خواف داراي هفت دهستان ، سه بخش ودو نقطه شهري است كه بر اساس نتايج سرشماري سال 1375،92324 نفر جمعيت داشته كه 23862 نفرآن (8/25%) در نقاط شهري و 68462 نفر (2/74%) درنقاط روستايي استقرار دارند. سهم جمعيت شهرستان از كل جمعيت استان حدود 5/1 درصد است .تراكم جمعيت دراين شهرستان 10 نفر در كيلومتر مربع كه در مقايسه با تراكم جمعيت استان (3/9نفر) تقريبا نصف مي باشد.
موقعيت جغرافيايي شهرستان خواف
شهرستان خواف يكي از شهرستان هاي مرزي استان خراسان است كه با كشور افغانستان 91 كيلومتر مرز مشترك دارد. اين شهرستان درز بين 59 درجه و 28 دقيقه تا60 درجهو56 دقيقه طول و 33درجه و 58دقيقه تا35دقيقهعرض جقرافيايي مي باشد. شهرستان خواف از شمال با شهرستان هاي تربت حيدريه و تايباد و از شرق به كشور افغانستان ،از جنوب به شهرستان قاينات و از مغرب به شهرستان گناباد و تربت حيدريه محدود مي شود.وسعت اين شهرستان 9128 كيلومتر مربع و مركزآن شهر خواف مي باشدكه 970 متر بالاتر از سطح دريا قرار گرفته است. فاصله اين شهر تا مشهد 262كيلومتر و تا تربت حيدريه 120 كيلومتر مي باشد. شهرستان خواف داراي 3 بخش كه شامل 2 شهر ،7 دهستان و 98 آبادي داراي سكنه است و 92158 نفر جمعيت داردكه 23914نفر يا 95/25 درصد در نقاط شهري و68244 نفر يا 05/74 درصد در نقاط روستايي ساكن هستند و از كل جمعيت شهرستان خواف 45914 نفر مرد و46244 نفر زن بوده اند و در مقابل هر 100 نفر زن 99 نفر مرد زندگي مي كنند.
(( خواف بزرگ در قبل از اسلام و نيز تا قرن هشتم هجري كه اسناد تاريخي در دست است بطور متناوب و يا در بعضي از سنوات شامل شهرستان فعلي تربت حيدريه و شهرستان كنوني خواف و قسمتي از نفاط مرزي كه فعلا جزو خاك افغانستان است حدود آن را از مشرق به بادغيسات هرات و از جنوب به بيابان متصل و فراه و از شمال به نيشابور واز مغرب به گناباد و قهستان نوشته اند.))
((ذكريا عماد الدين محمد بن قزويني صاحب آثار البلاد و اخبار البلاد ))
خواف را از شهرهاي بزرگ خراسان و نزديك به شهر نساء كه اكنون در خاك روسيه است آورده و مي گويد : خواف شهريست بسيار پر جمعيت و روستاهاي اطرافش بسيار خرم و امام ابوالمظفر كه او را خوافي گويند از اين شهرست . البته تاريخ نويساني همچون ياقوت حموي، حمدلله مستوفي، مقدسي، مؤلف حدود العالم.صفي الدين بغدادي. حافظ ابرو و
همگي درباره اوضاع و احوال خواف در كتابهايشان بطور كامل پرداخته اند.
وجه تسميه خواف:

 نام خواف از قرنها پيش به صورت (خواف) نوشته مي شده و كليه جغرافيدانان به همين سبك مي نوشتند و تنها كسي كه درباره نام خواف اظهار نظر كرده عبد الكريم شهرستاني است و مدعي است كه خواف نام به آفريد است كه اين شخص مدعي پيغمبري است و اززوزن خواف برخاسته است.
امّا بنا بر روايت شفاهي آقاي لباف خانيكي نام خاف به معناي ناله شتر است چرا كه خاف بر سر راه ابريشم بوده و بخاطر گرماي زياد اشتران طاقت از كف بداده و ناله سر ميدادندو املاي درست اين كلمه (( خاف )) مي باشد

قدمت تاريخي:

 بايد اين قدمت را به دو دوره تقسيم كرد قبل از اسلام و بعد از اسلام.
و امّا قبل از اسلام در دوره اشكانيان و ساسانيان خاف از ابر شهرهاي مهم خراسان بوده وترديدي نيست كه وجود آتشكده هايي كه ياقت حموي بدانها اشاره كرده وهمچنين عبور يك شاخه از جاده ابريشم كه از طريق هرات وارد ايران ميشده ونيز با توجه به تحقيقات اعتماد السلطنه مورخ ناصر الدين شاه زوزن زاد گاه اصلي اشكانيان بوده است.
و اما بعد از اسلام وجود اماكن تاريخي و مردان علم وادب همه حاكي از قدمت درخشنده خواف دارد بدون شك وجود نظا ميه و غياثيه خرد گرد كه سالها مهد تبلور انديشه اسلامي بوده گواه اين مدعا است وفزوني سياستمداران و فقها و رياضي دانان سبب شده كه خاف را بصره كوچك بنامند

گروه فقها:

خواجه وقوف الدين سجاوندي ،ابوالمظقر خوافي ،مولانا نظام الدين ما بيژن آبادي و علي بن قاسم سنجاني…….
گروه رياضيدانان:

محمد سجاوندي،عبد الله سعيد خوافي،رستم بن شاهوردي،محمد بن علي خوافي…….
گروه مورخين:

 فصيح خوافي صاحب مجمل فصيحي وحافظ ابرو نويسنده مجمع التواريخ سلطانيه…….
گروه سياستمداران:

بونصر مشكان زوزني دبير و وزير سلطان محمود غزنوي و مسعود غزنوي ، بوسهل زوزني،غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ تيموري،خواجه نظام الملك وزير سلطان حسين بايقرا.كه روزگاري بار سنگين وزارت بر بازوان اينان استوار بوده است علاوه بر اين سلسله آل مظفر و اشكانيان هر دو بر خاسته از اين ديارند…….
گروه اطباء :

نجم الدين محمود رياست بيمارستان اتابكي شيراز . جلال طبيب خوافي. يوسف طبيب هروي پزشك درباربابر وهمايون در هند .
ابنيه هاي تاريخي :

مدرسه غياثيه خر گرد ،مسجد زوزن،ارگ زوزن ، كوشك سلامي، بند سلامي، آسياهاي بادي و…….
خواف همواره مهد علم و ادب بوده تا ظهور دولت صفوي كه از اين دوره به بعد شاهد افول رونق همه جانبه در خواف هستيم . همچنين در زلزله اي كه در سال 737 ه.ق بوقوع پيوست ،خرابي زيادي را در پي داشت . خواف در گذر سياسي حكومتها همواره متاثر از حكومتهاي صفاريان،طاهريان،خوارزمشاهيان،مغولان،اسماعيليان و صفويان بوده است.
بررسي فعاليتهاي اقتصادي شهر خواف
در ميان روستاهاي موجود در حوزه نفوذ شهر خواف فعاليت هاي كشاورزي اعم از زراعت ،باغداري، دامداري در اين نقاط انجام مي گيرد . محصولات عمده توليدي شامل گندم،جو(آبي،ديم)،يونجه، جاليز،زعفران مي باشد.
وسعت زراعتهاي آبي و ديم در سال 1378 درحوزه نفوذ برابر 5/10137 هكتار بوده است از نظر كشت محصولات گندم با 3025 هكتار (8/29 درصد ) بيشترين سطح را به خود اختصاص داده است وكمترين سطح زير سير 4 هكتار (4 درصد)ازوسعت اراضي را به خود اختصاص داده است .
كشت زعفران در سالهاي اخير توسعه يافته است واز جمله دلايل رشد كمي آن درامد زا بودن آن براي بهره برداران كشاورز وفعاليت كمي كه مي با يست روي زمين انجام شود ميتوان دانست علاوه بر آن نياز كم اين گياه به آب وافزايش سريع محصول در سالهاي بعد باعث رونق كشا ورزي و تثبيت جمعيت شده است .ازكل ارزش افزوده نا خالص توليدات كشاورزي در سال 1378 در محدوده حوزه نفوذ بترتيب روستاي فايندر 3/28،روستاي چهار ده 5/23 درصد بيشترين وروستاي چاه بيدك 8./.كمترين ارزش ناخالص توليد را داشته است از جمله مشكلات موجود در بخش كشاورزي كمبود آب در سالهاي اخير ، كمبود ماشينهاي كشاورزي و نهاد هاي كشاورزي مثل كود ،بذر و غيره كمبود اعتبارات يارانه دار وحمايتي به كشاورزان در زمان مورد نياز ،كمبود امكانت فني و آموزشي مي باشد .
باد توجه به ويژگيهاي طبيعي منطقه وگسترش زراعت ،دامداري نيز در سالهاي اخير توسعه يافته است .دامداري در بخش مركزي وحوزه نفوذ به شكل سنتي و غير صنعتي ميباشد ودر سالهاي اخير حالت نيمه مكانيزه پيدا نموده است در شهر خواف و پيرامون آن تعدادي دامداري نيمه صنعتي و3 واحد مرغداري فعالميباشد . نسبت تعداد گوسفند و بره به ساير دامها 8/76 درصد ميباشد .بز وبزغاله 9/19 ،گاو وگوساله 7/2 درصد ميباشد .نژاد گوسفندان از نژاد بومي ،بلوچي وافغاني است كه اين نژادها اغلب داراي پشم مناسب و خوب ميباشند .نژاد بز منطقه عموما”بومي بوده ونژاد پاكستاني تعداد كمي را تشكيل ميدهند .
در رابطه با صنايع و معادن موجود در حوزه نفوذ مستقيم شهر خواف تعدادي كار خانه و كار گاه هاي سبك وجود دارد .از جمله كارگاه شن شويي ،كارگاه شن شويي شهر داري سرد خانه كشاورزي ،كارگاه آجر پزي ،كارخانه پودر سير ،پنبه پاك كني وجود دارد . همچنين در ناحيه صنعتي خر گرد (كار خانه صابون سازي ،كفش پلاستيكي ،ريسندگي پشم كيك و كلوچه وغيره وجود دارد صنايع دستي و توليد قاليچه با ابعاد متنوع با طرح هاي كشميري و گل بلوچي و غيره نيز در منطقه رايج است و با توجه به بيكاريهاي فصلي كشالورزي نقش دارد . معادن موجود در محدوده غبارتند از :معدن گچ و آهك و شن وماسه كه در نقاط مختلف و معدن مر مريت با ما لكيت شخصي در پايان كوه خواجه يار مراحل اكتشاف را به پايان رسانده .مهم ترين معدن موجود در منطقه معدن سنگ آهن سنگان در 40 كيلو متري شرق شهر خواف ودر حوزه نفوذ غير مستقيم واقع شده است ودر حال حاضر مراحل تجهيز اين معدن در حال انجام مي باشد واين معدن قابل مقايسه با كيفيت وكميت گندله سنگ آهن هاي معادن بزرگ ميباشد وبا احداث بخشهاي اصلي معدن آينده علاوه بر رفع محروميت در منطقه وايجاد اشتغال باعث ايجاد تا سيسات زير بنايي مانند راه آهن ،برق وغيره وجلو گيري از خروج سرمايه از كشور خواهد شد ،در حال حاصر تعداد 102نفر در مجموعه سنگآهن شاغل مي باشند ودر افق طرح 1204نفر در گروه هاي مختلف متخصص ،اداري ، تكنسين وكارگر فني ماهر معدن شاغل خواهند شد ،ميزان اعتبار پيش بيني شده جهت بهره برداري طرح 600 ميليارد ريال (150ميليون دلار )ميباشد بادتا مين اعتبار لازم در چهار سال آينده (1382 )مجموعه به بهره برداري خواهد رسيد
طرح مسأله : در جهان امروز صنعت جهانگردي به مشابه يكي از وجوه توسعه همه جانبه اقتصادي و اجتماعي كشورها پذيرفته شده و ضرورت برنامه ريزي آن در مقياس كسترده درك و مورد توجه قرار گرفته است .

تاثيرات مثبت اين صنعت بر درآمد ملي به شرح ذيل است :
1- افزايش درآمد ملي وجذب ارز خارجي
2- درآمد حاصل از جهانگردي در بيشتر بخش هاي جامعه توزيع مي شود و به يك گروه به خصوص تعلق نمي گيرد . بدين لحاظ جهانگردي را صنعت مادر نيز ناميده اند .
3- جهانگردي در مقايسه با صنايع ديگر به سرمايه گذاري ارزي بسيار كمتري نياز دارد و بيشتر مصالح لازم جهت ايجاد مراكز جهانگردي از قبيل هتل ها وتأسيسات پذيراييرا ميتوان در داخل كشور توليد كرد
4- تسريع روند عمران منطقه اي و متعادل كردن توذيغ درآمدها
5- تنوع بخشيدن به فعا ليتهاي اقتصادي كشور
6- ايجاد اشتغال
7- فعال كردن صنايع كشور
با توجه به آنچه گفته شد شهرستان خواف به لحاظ مو قعيت خاص و استراتژيك وداشتن جاذبه هاي توريستي فراوان طبيعي ،تاريخي ،فرهنگي ،وآثار باستاني بسيار غني داراي توان هاي بالقوه مناسبي در زمينه اشاعه صنعت گردشگري ميباشد .از سوي ديگر با توجه به نرخ بالاي بيكاري در صورت برنامه ريزي در خصوص افزايش كمي وكيفي تاسيسات و تجهيزات توريستي از قبيل هتلها ،مسافر خانه ها ،رستورانها ،شبكه راه ها ،و خطوط مواصلاتي ،بهداشت و درمان و

وبالاخره كليه زير ساختهاييي كه به نوعي صنعت گردشگري از آنها متأثر مي گردد مي توان از صنعت گردشگري به عنوان محوري براي توسعه پايدار اجتماعي و اقتصادي شهرستان بهره گيري مفيد تري را به عمل آورد
توصيه هاي سياست گذاري براي جذب توريسم :
1- ضرورتوجود موزه ونقش فرهنگي آن در منطقه احساس ميشود مثلاموزه مردم شناسي ميتواند ازكارهاي جالب جذاب وديدني در اين شهرستان باشد كه اين حركت سبب شناسايي بيشتر فرهنگ منطقه و همچنين راهي جهت ايجاد امكانات تفريحي بيشتر ميباشد . همچنين تأسيس موزه حيات وحش ،تاريخ طبيعي با توجه به توانهاي قابل توجه توريستي شهرستان ضروري است .
2- اشاعه تورهاي گردشگري در فصول توريست پذير با توجه به شرايط خاص آب و هوايي شهرستان
3- حفاظت و حراست ونگهداري از آثار و بناهاي تاريخي
4- توجه به مسائل اكو توريسم و زيست محيطي
5- توسعه شبكه راه ها و زير ساختهاي مربوط به آنها
6- افزايش كمي وكيفي تاسيسات و تجهيزات توريستي
7- شناساندن ومعرفي جاذبه هاي گردشگري شهرستان در راستاي جلب توريسم
8- افزايش اعتبارات و سرمايه گذاري ها در بخش گردشگري و تخصيص بهينه اعتبارات
نقش و اهميت توريسم در اقتصاد شهرستان خواف
جهانگردي به عنوان يك عامل اقتصادي عمده بسيار مؤثر ،در دهه هاي اخير ، مورد توجه قرار گرفته است و به همين دليل است كه سعي مي شودحتي الامكان از عوامل مؤثز در كاهش جريان جهانگردي جلو گيري به عمل آورده و امكانات لازم جهت رشد وتوسعي جها نگردي فراهم گردد .گردشگري موجب افزايش درآمد ارزي و و افزايش توليد ناخالص ملي ،منبع درآمد براي دولت (ماليات وعوارض گمركي )ايجاد اشتغال ،بهبود خدمات و
مي گردد
عوامل طبيعي و جغرافيايي :
جاذبه هاي آب در ماني آبهاي معدني ،غار نوردي ،كوه نوردي ،ديدار از مراتع وبوستانها و همجواري با كشورهاي قابل سياحت ،و ساير مواهب طبيعي ديگر جزءعوامل مهم طبيعي و جغرافيايي بشمار مي آيند .
عوامل تاريخي :
آ ثار باقي مانده از تمدنهاي كهن و باستاني ، سنگ نبشته هاو
كه ميراث گرانبهاي زندگي بشري هستند از عوامل عمده جاذبه گردشگران مي باشد
عوامل فرهنگي واجتماعي :
جاذبه هاي استثنايي اقوام وقبايل ،ايلات ،وعشاير ، مراسم عقد و عروسي ،عزا داري ، مسابقات محلي ورزشي ، رقص و سماعهاي صوفيانه ، سير وسلوكهاي عارفانه ،تنوع غذاهاي محلي وخريد اين قبيل سوغاتي ها و
ميتواند براي غير بوميان گردش گر بسيار جذاب باشد .
آسياهاي بادي :
چشمگيرترين تاًسيس سنتي در منطقه خواف آسياي بادي است .در شهر خواف ،در روستاهاي :نشتيفان ،سنگان ،خر گرد ،تيزآب و در هر گوشه دشت خواف اين آسياهاي بادي انسان را به ياد تلاش نياكان ما مي اندازدكه با ابهت تمام سينه سپر باد دارد در خواف بدليل وجود آب و هواي خاص بستري مناسب براي وجود آسياهاي بادي بوده است از آنجا كه باد به عنوان عامل اصلي گرداننده آ
سياها است واز طرفي ديگر عمده ترين دليل روي آوردن به آسياها ي بادي در خواف و در سرزميني كه به قول (سون هدين :در تمام طول سال بادهاي شمال حاكميت دارند )استمرار باد است وما ميدانيم كه تقريباًدر همه جاي ايران ،پاييز خود در قلمرو باد است ،در زمستان هم كه قاعد تاً باد ازباد نمي افتد مي ماند بهار وتابستان كه اگر در هيچ جا بادي نوزد در شرق ايران واز سيستان تا منتهي عليه قهستان بادهاي 120روزه از حركت نمي ايستند ,سپس باد در مناطقي مانند خواف ،تايباد تعطيلي بر نميدارد.با وجود اين دليل ديگري هم براي رواج آسيا هاي بادي در خواف وجود دارد و آن نبودن آب در اين منطقه بوده است در منطقه پايين خواف ودر دشت زوزن آسياهاي بادي باشكوه دارند و ارزشهاي فاخر دوران گذشته را به نمايش مي گذارند بي نظمي در كار باد البته خللي در كار آسيا بوجود نمي آورد كارها به قرار پيش ميرود يعني وقتي يك جوال گندم 30الي 40 من در پرخو ريخته شود آسيا بان مي تواند ساعتها محل كار خود را ترك كند كه نيازي به كنترل مستمر در آسياي بادي احساس نمي شوداگرباد بيايد وسنگ حركت كند گندم هم در ميان سنگها ريخته ميشود وگرنه همه تشكيلات آسيا بي حضور باد معطل ميماند.
گر باد باشد گردشي در آسياب است
بي باد زحمتها همه نقش بر آب است
با اين كه طوفان در كفش شلاق دارد
در دست ديگر قدرتي خلاق دارد
ايلات و طوايف شهرستان خواف (قوم شناسي )::
همه كساني كه در يك منطقه وسيع زندگي ميكنند از يك طايفه وايل بخصوص وتنهايي نمي باشند
بلكه از ايلات و طوايف مختلفي مي باشند و بر اثر مهاجرت به علل مختلف در يك منطقه ساكن شده اند كه شهرستان خواف هم از اين موضوع جدا نيست حال به شرح
طوايف و تيره هاي شهرستان خواف مي پردازيم :
1-
ايل تيموري :اين ايل در شهرستان خواف عبارتند از (كلالي ،امير كلالي ) يعقوب خاني ،بربر ،كريمدادي ،بهادري ده خانه ،شاهي خانه ،علي ميرزايي ،سر بوزي ،فاضلي ،شيخي ،سالاري ،سلجوقي ،كلانتري ،زلفي ،سنگچولي ،علي خواجه ،ميرزادوستي ،اين اكنون علاوه بر شهرستان خواف كه پراكنده شده اند در شهرستان مشهد ،باخرز ،تربت جام ،جنت آباد،و حتي در تهران هم زندگي مي كنند.
2-
طوايف عرب: در سال 150 ه.ق در ايام خلافت منصور عباسي جزء سپاهيان حازم بن حزيمه براي سركوبي مردم خراسان وسيستان به سركردگي استاديس و حويش سيستاني به خراسان آمدند ودر خراسان جنوبي باقي ماندند .
طوايف عرب عبارتند از :

خزيمه ،علم، شيباني ،خزائي ،نخعي ،عامري و غيره،كه اكنون هم درشهرستان خواف با همين نام ها زندگي ميكنند. ميش مست يا جمالي كه از طايفه هاي عرب هستند .وجه تمسيه ميش مست در كتاب (شرح حال رجال ايران) چنين وصف شده است
(
در اثر نزاع بر سر ميشي با هم قبيله اي خود به اين نام معروف شدند قبلا ميشت مستها از قبيله جمالي محسوب ميشدند.)
بهلولي : طوايف عشاير بلوچ ، بهلولي يا بلوري در خراسان ،مشهد ، خواف ،باخرز ، بيرجند و غيره زندگي مي كنند كه به دامداري و كشاورزي ، قاليچه بافي اشتغال دارند كه قاليجه هاي بهلولي از لحاظ نقشه و بافت در خراسان معروفند .
زنگنه : در كتاب (ايلات و طوايف درگز ) مير نيا آورده شده است كه از ايل هاي كردان ايران است كه از كردستان به خواف در زمان شاه عباس اول آورده شده اند كه اكنون مردمي علم دوست مي باشند ، اما زنگنه از كردان ايل بزرگ كرمانشاه است كه در خراسان: در روستاهاي نياز آباد ، قاسم آباد ، اسد آباد ،ابراهيمي، شهرك از توابع شهرستان خواف ساكنند و جمعيت آنها اكنون به بيش از يك هزار خانوار مي رسد كه به كار دامداري و كشاورزي اشتغال دارند علل انتقال زنكنه ها از كرمانشاه اين است كه نادر در جنگ با احمد پاشا عثماني در سال 1374 ه.ق در ذهاب كرمانشاه او را شكست داد و عده اي از طوايف لرد و كرد همدان و كرمانشاه را از قبيل ،( قرابيات و زنگنه را به خراسان انتقال دادند ) كه زنگنه ها در درگز ، نوخندان ،حصار ، خواف اسكان داده شدند .
سيستانيها :در دوره نادر شاه كه جزء سپاهيان او بودند در خراسان باقي ماندندوبعدا هم در دوره قاجاريه از سيستان كار كشاورزي و دامداري به خراسان مهاجرت كردند عمده سيستاني ها در خراسان سكونت كردند .
طوايف سيستاني خراسان عبارتند از :

سر گلزايي، افشار ، ابراهيم نژاد ، شور ديده دل سراواني ، سالاري ، مير ، سرگزي ، سيا هكله ، خمر ، جهان تيغ ، جوانشير ، امام جمعه ، پرواز ، دهباني ، عمراني ، نجفي ، كفاشي ، جرّ ،دل آرامي ،قوچي ،اردني ،سيستاني ،سند گل ،سر حدي ،سالار زايي ،عرب شاهي ،مرادي ،مراد قلي ،مدد خاني ،مددكاري ،تفضلي ، شهبازي ،فيروز كوهي ،كه اكنون اكثريت اين طايفه ها با همين نامها در شهرستان خواف سكونت دارند و زندگي مي كنند .
فيوچ(فيوج)يا غربتها : معروف است طايفه فيوج در زمان سلطنت بهرام گور ساساني ،از هندوستان به ايران آوردند تا در بزمها به خوانندگي و رقص بپردازند .كه در خراسان به آنها غرشمال مي گويند كه در اطراف بير جند ،قائن ،گناباد ،تربت حيدريه ،كاشمر و خواف و غيره
به صورت سيار يا دوره گرد زير چادر يا خانه زندگي مردان اين طايفه به كار ساختن كارد ،قند شكن ،انبر ،تيشه ميكنند ،چاقو و
اشتغال دارند .
زبان ولهجه :
با توجه به اينكه تا كنون در مورد گويش مردم كار تحقيقي نشده است اما زبان مردم شهرستان خواف فارسي ميباشد كه لهجه مردم بدليل همسايگي با كشور افغانستان ،نزديكي زيادي با لهجه دري دارد ولهجه قشر جوان به دليل همجواري با شهرهاي ديگر و مهاجرت به طرق مختلف وتحصيلات .تحت تاًثير فرهنگ شهري قرار گرفته وتا اندازه اي لغات و اصطلاحات شهري را به كار ميبرند واين گويش محلي و خاص اين منطقه ميرود تا با گسترش و نفوذ فرهنگ شهري به فراموشي سپرده شود .
البته لهجه بهلولي (بهلوري) در شهر ستان بخصوص در قسمت جنوب شهرستان رواج دارد كه بخاطر يكدستي حالت خود را حفظ كرده است.
لباس :

 لباس مردم خواف با وضع آب و هوايي آن مطابقت دارد كه به تشريح آن ميپردازيم:
1- دستار سفيد و يرييج كه به سر مي پيچند با تحت الحنكي يك بال نيم متري كه از جلو يا پشت سر آويزان ميكنند
2- پيراهن گشاد و بلند از پارچه ساده سفيد (تيترون ) كه تا برابر زانو انداخته مي شود .
3- نيم تنه (كت ) اغلب روي پيراهن پوشيده مي شود و همچنين پالتو كه در فصل زمستان مي پوشند .
4- شلوار پرچين و پف كرده كه در دم ساق پا تنك تر مي شود .
لباس سنگاني ها ،نيشتفاني ها ، برآبادي ها و همه اهل خواف چه شيعي و چه سني مي پوشند. اما تيپ جوان و تحصيل كرده كم كم لباس بومي منطقه را كه با شرايط اقليمي متناسب است كنار مي گذارند و بيشتر به سبك شهري كت و شلوار و لباس مد روز را مي پوشند .
البته لازم ذكر مي دانم كه برادران اهل تسنن مبني بر به جا آوردن سنت پيامبر عموما لباس سفيد و بلند مي پوشند .

لباس زنان و دختران شهرستان خواف هم متفاوت است ،زناني كه سن سالي از آنها گذشته همان لباسهاي قديمي كه عبارتند از : 1- چادر 2- قديفه (چارقد ) 3- وسكت
4-پيراهن بلند و گشاد 5- شلوار بلند و گشاد 6- دستمالي كه به دور سر مي بندند.
دختران جوان هم مانند پسران جوان لباسهاي مد روز را مي پوشند و بندرت دختران لباسهاي زنان را مي پوشند بطوري كه در روستاي 40 خانواري (نهور ) دختران را با مانتو شلوار ديدم.
خوراك و غذاهاي معروف :
در منطقه خواف تقريبا غذاهايشان مشابه غذاهاي سنتي و معروف كه عبارتند از :
1- اشكنه پياز داغ 2- كشك (قروت ) 3- قلور تروش 4- قلور شير 5- آش 6- اشكنه بنه
نانها :

نانهاي محلي شهرستان خواف با هم تفاوت دارد كه بخش شمالي (بالا خواف ) نازك و خوردني است و پايين خواف و مركزي بصورت فتبر( تفتان ) كه اگر چند روز بگذرد خشك مي شود و خوردن آن مشكل است .
فتير : اين نان محلي است كه بهترين آن آغشته به روغن و نرم مي باشد .
چلپه (راغه جاشی)
 : خمير را نازك كرده و آن را داخل روغن سرخ مي كنند .
جيزقله فتير : آرد را با
آب و جيز قله « دنبه گوسفند را كه قبلا روغن از آنها گرفته اند » مخلوط مي كنند و آن را مي پزند.
قلفتي : خمير را آغشته به روغن مي كنند و با ادويه مخلوط كرده و در داخل قابلمه قرار مي دهند و سر آن را محكم مي كنند و در داخل تنور مي گذارند و با گرماي ملايم پخت مي شود و صبح بر مي دارند كه خيلي خوشمزه است.از ديگر نامها مي توان :نان روغني ، نان خاش خاشي ،نان كنجدي ، تفتان و غيره را مي توان نام برد .
آداب و رسوم محلي:
در جهان امروز فرهنگ و آداب با سرعت در حال تحول است مباني وبرنامه هاي آموزشي پيوسته رو به تغيير و دگرگوني ميباشد ،دانشمندان و علما هر روز نظريه هاي جديد ي در مو ضوعات مختلف به جوامع بشري عرضه ميدارند كه بر افكار و عقايد مردم اثر ميگذارد به طوري كه بر اثر تحول فرهنگي،آداب ،رسوم ،و سنت اجتماعي اهميت اوليه خود را از دست داده و در پاره اي از موارد رسوم تازه اي جايگزين آن شده است در روزگار گذشته بين اقوام و ملل مختلف ،آداب رسوم و عقايد متفاوتي وجود داشته كه قسمتي از آنها در موقعيت مكاني و زماني بر اساس نيازهاي اقتصادي ومصالح اجتماعي ما شئون خانوادگي قابل توجيه وتحليل ميباشد اما بعضي از آنها چيزي جز عادات جاهلانه واعتقادات خرافي نبوده است به هر حال مردم خواف نيز داراي آداب ورسوم خاصي ميباشند كه به مطالبي از آنها فهرست وار اشاره مي شود .
مراسم خواستگاري و ازدواج در خواف :
مردم خواف ازدواج را مانند تمام مسلمانان و ايرا نيان يك وظيفه ديني و مذ هبي و اجتماعي مي دانند ومعتقدند كه هنگامي كه پسر يا دختر به سن بلوغ رسيد بايد ازدواج نمايد كه اين مراسم زيبا و عرفاني به شرح زير انجام ميشود .
 خواستگاري :

براي خواستگاري مادر پسر وچند نفر از زنان عاقله به منزل دختر مورد نظر ميروند و مادر دختر از طرز برخورد مهمانها حدث ميزند كه براي خواستگاري آمده اند واگر اخلاق ورفتار و شكل وشمايل دختر مورد پسند قرار گرفت مي گويند كه براي خواستگاري آمده ايم ودر قديم الايام مي گفتند :خدمت رسيديم ببينيم پسر ما را به غلامي قبول ميكنيد يا نه ؟
خانواده دختر در صورت موافقت در جواب مي گفتند (البته به آقايي مي پذيريم قدمش به روي دو ديده )و سپس طرفين موقع مناسبي را معين مي كنند تا مردهاي خا نواده داماد (پدر ،عمو،دايي،ريش سفيد كوچه ،)براي بله برون يا بله گويان (شيرني خوري )به منزل دختر بروند و در باره مقدار مهريه ،جهيزيه ،لوازم سر عقد ،شير بها ،نحوه بر گذاري جشن و ،
با هم صحبت مي كنند و سپس جواب گيري مي كنند براي عقد كردن .
لوازم سر عقد :

طبق توافق و قرارداد در شب جواب گيري (شيرني خوري )معين شده است و دو خانواده پسر و دختر با صلاحديد يكديگر لوازم سر عقد را خريداري وقبل از تشكيل مراسم عقد كنان لوازم را داخل سيني ميريزند وبا شادي بصورت دسته جمعي به خانه عروس مي برند وكساني كه سيني لوازم عروس را بر سر داشته باشند از طرف خانه عروس يكي يك دستمال مي گرفتند ك به اين اعمال ( تبنگ ) مي گويند كه معمو لاً شامل يك كلام الله مجيد ،آينه وشمعدان ،لباس كامل عروس ،قند ،برنج،روغن ،حنا و

و بطور كلي آنچه كه در شب جواب گيري به توافق رسيده اند .
از ديگر مراسم عقد و عروسي ميتوان به مجلس ،عقد كنان ،حنا بندان ،حمام رفتن داماد (عروس كشي )،قند زدن ، رو نمايي و

سيزده بدر :خوافيها معمولاً 13 فروردين را نحس مي دانندو سعي مي كنند به طريقي از خانه خارج شوند و در دشت و صحرا وكوه ودر ميان سبزه زارها ي طبيعت به تفريح وگردشدسته جمعي بپردازند و لباس نو ميپوشند .در روز سيزده ،مراسم رقص ،سه پايه ،سرودهاي محلي و تاب بازي ها و ديگر بازيهاي محلي در هواي آزاد بر گزار ميشود و دختران دم بخت دور از چشم بزرگتران رو به قبله نشسته و سبزه گره مي زنند . روز سيزده نهار بصورت دسته جمعي صرف مي شود .وآنچه آجيل و شيرني از ايام نوروز باقي مانده است در اين روز صرف مي شود سبزه هاي عيد نيز كه معمولاً از رشد دانه گندم ،نخود ،عدس ،كه بطرز زيبايي پرورش داده اند از منزل خارج ميشود وبه آب انداخته ميشود .
از مهمترين مكانهايي كه مردم اغلب براي گذراندن روز سيزده بدر و روز نوروز و بقيه روزها يي كه تمايل به تفريح دارند مي روند . كوشك سلامه،رباط زيارت ،خواجه ورو ،بند ارزنه ،چشمه مزار ،گرماب ،پير حصبه ،باغ انبسه ،تنگل گولوش بیدپارسی درسفید
 و دامنه كوهها ،
شب چله :
شب چله نخستين شب است كه در آن مردم فصل پاييز را پشت سر گذاشته مي خواهند با چهره غم انگيز زمستان رو برو شوند وقتي است كه ميوه هاي خوش طعم ومتنوع تابستان و پاييز به اتمام رسيده و معدود ي از آنها باقي نمانده و شب مزبور كه از بلند ترين شبهاي سال است ،كه شب چله (يلدا )مي گو يند.
از قديم در خانوادههاي ايراني رسم است كه در اين شب اقسام ميوه وتنقلات را تهيه كرده و دور هم جمع مي شوند تا ضمن گفت و شنود از ميوه و تنقلات ميل كنند ،كه در ميان ميوه ها ،هندوانه بيش از همه مورد علاقه عوام است كه ميگويند در شب چله بايد هندوانه خورد تا انگلهاي معده كشته شود واز گزند جانوران بويژه نيش عقرب در امان بود البته لازم به ذكر است در گذشته در اين شب كنار هم مي نشستند وقصه رستم و سهراب و امير ارسلان رومي ،وغيره را مي خواندند اما حال تلويزيون جاي هر گونه قصه گفتن را گرفته است.
مراسم اعياد مذهبي :
بر اساس اصول و معتقدات اهل تسنن و تشيع اعياد مذهبي ،عيد سعيد فطر و عيد قربان ميباشد و همچنين عيد باستاني نوروز كه اين روزهارا جشن مي گيرند وبه ديدن يكديگر ميروند ،به خانه صاحب عزا ميروند كه در همان سال يكي از اعضاي خانواده خود را از دست داده است سر ميزنند و غيره .

طب سنتي در شهرستان خواف :
خوافيها براي امراض مختلف با توجه به خواص گياهان داروئي و تجربه قبلي در اين مورد گياهان دارويي و تجربه در اين مورد گياهان خاصي را تجويز مي كنند .
1- اسهال: براي قطع اسهال ريشه آنوخ و نعناع يا پونه صحرايي را دم مي كنند و مي خورند يا ااينكه سير را مي كوبند و با ماست مخلوط مي نمايند ومي خورند .
2- چشم درد: مقداري روغن حيواني(زرد) را به چشم مي ماند ويا اينكه اگر چشم بار گرفت مقداري روغن حيواني را ميل مي كنند و همچنين سرمه مي نمايند .
3- سردرد: براي سرددرد اندكي ترنجبين(‌شير خشت) را در آب جوش مي خيسانند و مي خورند.
4- كمردرد: مقداري زيره و گل بابونه را مي كوبند و با زرده تخم مرغ مخلوط كرده و به كمر بندند .
5- گوش درد: دود قليان را سوراخ گوش طفل فوت مي كنند. براي كردن حشرات از گوش مقداري شير داخل گوش مي ريزند .
6- سستي كمر: به مدت 5 تا 7 روز دو عدد تخم مرغ را همراه شير و نبات بصورت معجون سوپ به بيمار مي خورانند .
7- سرماخوردگي وتب: مقداري پوست بيد را مي جوشانند و مي خورانند و يا بخار شلغم مي دهند .
8- دل درد: مقداري درمنه تركي(درمان تركي) و زيره در آب حل كرده و به مريض مي دهند.
9- گلودرد: مقداري سماق مي خورند و يا مقداري تاج خروس را مي جوشانند وبه مريض مي خورانند .
10- ترشي: مقداري روغن زرد ميل مي كنند .
صنايع دستي خواف :
صنعت قاليچه بافي: صنعت قاليچه بافي در خواف بطور عام سابقه طولاني و تاريخي ندارد از اوايل قرن 14 هجري ابتدا بوسيله زنهاي دامدار بلوچ، عرب و بهلولي در روستا گسترش پيدا كرد .
در شهرستان خواف در پنجساله اول و دوم دو شعبه فرش دستبافت در شهرستان از طرحف جهاد سازندگي جهت حمايت از قالي بافي ها تشكيل شده است و همچبين يك مركز آموز قالي بافي كه چندين دوره توانسته اند آموزشهاي لازم را به روستائيان و كساني كه به اين كار مشغول مي باشند بپردازند و همچنين با پرداخت وام قالي بافي را حمايت نمايند و سطح درآمد و سوددهي را با رنگ آميزي خوب و تهيه نقشه عالي بالا ببرند و در چندين سال اخير با حمايت دولت از اين صنايع كه بدست فراموشي سپرده مي شد توانسته است يكي از صادر كنندگان فرش در استان خراسان محسوب شود كه حتي كشورهاي خارجي نظير آلمان، فرانسه و ساير مالك صادر مي گردد و تقريباً با همين نام شهرت جهاني پيدا كرده است.
نقشه قاليچه هاي معروف خواف عبارتند از : گل بلوچي، كشميري، گل پسند، گل سوزني، گل مجمگي(قاپي) گل كتابي، گل ستاره، گل طاووسي(گلداني)، گل تركمني، گل بور، كلاه درازي، گل كج، مارپيچ، گل هواپيما، ماهي درهم .
نمد مالي :در خواف سابقه زيادي دارد كه در اصل نوعي پارچه ضخيم و يا فرش است كه از پشم تهيه مي شود واز نفوذ رطوبت و سرما جلوگيري ميكند ودر انواع مختلف براي مصرف متفاوت و نقشها آماده مي شود كه اكنون در سنگان تو ليد مي شود    .
 گليم بافي: در خواف به آن پلاس گفته مي شود يكي از صنايع دستي مردم خواف محسوب مي شود كه مدتي است گليم بافي رونق خود را از دست داده است .
كرباس بافي: يكي ديگر از هنرهاي دستي مردم خواف كه سابقه تاريخي چند هزاره دارد كرباس بافي بوده است كه به منظور خودكفايي و تهيه لباسهاي محلي رواج كامل داشته ولي از حدود سي سال قبل كه كارخانجات پارچه بافي در كشور گسترش پيدا كرده. مردم به تدريج از اين صنعت دستي، دست بر داشته ونياز خود را از پارچه هاي نازك پنبه اي متنوع كارخانجات مانند، مويي، تترون، متقال و غيره تامين مي نمايند.
اكر چه قبل از گسترش كارخانجات پارچه بافي در كشور در هر خانه شهري و روستايي منطقه خواف يك كارگاه كرباس بافي فعال بوده و همه زنان منطقه در اين هنر مهارت داشته اند ولي مرغوبترين كرباس در نيشتيفان و شهر خواف(رود) بافته مي شده است اين صنعت دستي كه متجاوز از هزار سال قبل تعريف آن شده تا همين اواخر در منطقه خواف ادامه داشته و هنوز هم تمام يا اغلب كارندگان در قيد حياتند ولي به شغل قاليچه با في كه درآمد بيشتري دارد پرداخته اند.
معتقدات مردم خواف:
1-آب را نشانه روشنايي مي دانند .
2-اگر آب هنگام ريختن روي زمين صدا كند يا بچه كوچك جارو كند مهمان خواهد آمد
3-پشت سرمسافر بايد يك كاسه آب روي زمين پاشيدتا به سلامت بر گردد.
4-هر كس روي پشت گربه يا سگ آب بريزد پشت دستش زگيل در مي آيد.
5-اگر جغد شب، هنگام غروب بر سر در خانه بنشيند و صدا كند نشانه اتفاق ناگوار است.
6-اگر كف دست راست كسي بخارد پول نصيبش بسته مي شود.
7-اگر كفشها روي هم بيفتد(پشت به پشت بزند) صاحبش به سفر خواهد رفت.
8-اگر مردي از بين دو زن عبور كند بختش بسته مي شود.
9-اگرفردي در شب توي خواب الاغ خواب ببيند خبر خوشي به او خواهد رسيد .
10-اگر كسي شب جمعه دفن شود آنرا نشانه مؤمن بو دن آن مي دانند
11
جارو كردن در شب را نحس ميدانند .
12
اگر كسي زير زبانش سياه باشد ،و كسي را چشم بزند حتماً صدمه خواهد ديد .
13- اگر كسي مو هاي جلو سرش دو پيچ داشته با شد دو زن خواهد گرفت .
14- اگر كسي سكسكه كند ،نان خشك بو كند خوب ميشود .
15- اگر دختري پايش بخوابد مگويند او را مي دهند به مرد دو زنه .
16- نا خن گرفتن در شب را درست نمي دانند .
17- اگر چشم كسي پرپر كند يا زياد به هم بخورد پر كاهي اگر بر روي پلك قرار بدهند خوب ميشود .
18- اگر كسي هنگام نشستن كنار آتش،دود به طرفش بيايد مي گويند او پولدار است ،
19- اگر هنگام عروسي كسي باران بيايد ،داماد زياد ته ديگ خورده است .
20- در هنگام قرار گرفتن داماد در كنار عروس هر كدام زود تر پاي خود را بر روي پاي ديگري گذاشت نشانه اين است كه در آينده از قدرت بيشتري برخوردار خواهد بود .
آثار تاريخي ونقش توريستي :
آثار تاريخي و باستاني هر ملت وقومي بيان كننده ضعف وغناي فرهنگي ،اجتماعي آن قوم در گذشته تاريخي بوده .و علاوه بر آن ميراث فرهنگي ميراث گذشتگان بشمار ميآيد .زيرا هر يك از آنها بنا بر مقاصد خاصي احداث و ايجاد شده است كه تا به امروز اثرش در جهت خير و صلاح يا عكس آن باقي مانده وبراي آگاهي نسلهاي آينده نيز مي بايست آثار پا بر جا بماند تا آنان بدانند كه گذشتگان در آن منطقه چه كرده اند و وظيفه آنها چه بوده و هست از اين روست كه حفظ اين آثار و باز سازي و مرمت آن بر دوش آناني است كه با نمايندگان جلوه هاي متعدد اين آثار ،فروغ آنرا براي آيندگان روشن نگه ميدارند . علاوه بر اين يكي از استعدادهاي ببالقوه كه ميتواند با برنامه ريزي صحيح و منطقي در دراز مدت موجبات كسب درآمد را بطريق هاي مختلف مستقيم وغير مستقيم با مرمت وباز سازي آثار و ايجاد جاذبه هاي توريستي و تفريحي مناسب سبب شود .

با تشکر از استاد ارجمند جناب آقای عطوفتی شهردار محترم خواف